تبليغاتX
.:: سرزمین رویای من ::.

.:: سرزمین رویای من ::.

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟

گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري

من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....

توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري

قلب ميزارم كه جا بدي

اشك ميدم كه همراهيت كنه

و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 10:10 | لینک ثابت |

Image and video hosting by TinyPic گفتم نرو پرپر میشم
 
گفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدم
 
گفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلم
 
گفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوز
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روز
 
گفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذره
 
گفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخره
 
گفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتی
 
گفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتی
 
گفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
گفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدم
 
گفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنم
 
گفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنو
 
گفتی: فراموش کن منو Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 10:8 | لینک ثابت |

تنهایم

کنار پنجره می آیم

نسیم تبسم تو جاریست

قاصدکها آمده اند

در رقص باد و یاد

سبز

سپید

سرخ...

و این آخرین قاصدک

چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!

****

می خوانمت

با هفت زبان

در اوج عشق و عاطفه ایستاده ای

سرشار از تکلم درخت و آفتاب

سرشار از تنفس آینه و عود

سرشار از بلوغ آسمان

و من هر چه می آیم

به انتهای خطوط دستان تو نمی رسم

می خواهم در بیرنگی گم شوم

****

نمی دانم

شابد به نسیمی که صبح گاه

در سایه روشن حسرت و لبخند

از کنار دستهایت عبور کرد

          می اندیشی

و من به آن بادبادکی فکر می کنم

که در سپیده دم ستاره و اسپند

در نگاه زلال تو تخم گذاشت

و تو نم نم

در تنهایی و ماه

ناپدید شدی

و تنها رد پایت

در امتداد مسیرهای خیس بی پایان

               جا ماند

****

جای تامل نیست

قاصدکها آمده اند

و تو در سرود خلسه و خاکستر

                           ناپیدا شده ای

و من به معراج نیلوفرانه تو می اندیشم

و به انتظار شب بوها

که در بهاری زرد

به شکوفه نشست

****
نمی دانم کدام پرنده

در نبض مدادهایت جاری بود

که هیچ کاغذی

در وسعت حجم آن نگنجید

راستی نگفتی کدام باد

      بادبادکهایت را با خود برد

****
پنجره را می بندم

خانه در موسیقی لبخند تو گم می شود

و آفتابگردان نگاه تو

در آسمان هشتم

ناتمام ادامه دارد

و من

به یاد آن پرنده ای می افتم

که صبح

در متن بلوغ و آفتاب

ناپیدا گم شد

     ناپیدا گم شد.

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 10:6 | لینک ثابت |

به من نه!نمیخواهم عادت کنی                  تو هم میتوانی خیانت کنی

لیاقت نداری به یک عشق پاک                   که در دل بمانی اقامت کنی

ببین سهم دستان من این نبود                  که مهمان دیگر تو دعوت کنی

همیشه دعایم همین بود و بس                  به خلق و خوی من عادت کنی

مبادا که فردا کنار خدا                               به ماندن نرفتن سماجت کنی

ببین کشور من بی ریاست                         نمیخواهمت حکومت کنی

تو باید بری از دلم گم شوی                        نباید به قلبم اهانت کنی

این درس عبرت برایت شود                      نباید با سنگ خارا رفاقت کنی

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 9:57 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://reza-298.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design